(( هميشه با تو ))




از خنده زياد برحذر باش كه دل را مي ميراند . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله] پارسي بلاگ، پيشرفته ترين سيستم مديريت وبلاگ
كل بازديدها:5894 .:. بازديد امروز:2 .:. بازديد ديروز:8
پيوندهاي روزانه


درباره خودم
(( هميشه با تو ))
محمد رضا مختاري[28]
دستنوشته هاي شخصي محمد رضا مختاري
 

موضوعات وبلاگ
 

لينك به لوگوي من
(( هميشه با تو ))
 

لوگوي دوستان من
 

لينك دوستان من
مرواريد خليج عشق
آقاشير
بهارستان
پيمان دانلود
حسام سرا
سين جيم هاي اخلاقي
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
شب مهتابي
فصل انتظار
بشنو اين ني چون حكايت مي كند
آدمك ها
دم مسيحائي
راديوي نسل برتر
انا مجنون الحسين عليه السلام
اوريا
يادداشت‏هاي بدون ‏متن!
همسفر عشق
خلوت تنهايي
وبلاگ شخصي محمدعلي مقامي
تك ستاره
ميكده
نيلوفرآبي
همسفرمهتاب
وبلاگ شخصي محمد جواد ايزدپناه
عشق يعني انتظار منتظر
پياده تا عرش
زير آسمان خدا
قلم ريز
دنياي امروز ما
از شير مرغ تا جان آدميزاد
همسفرمهتاب
حقيقت بهائيت
تا.............شقايق
ترنم
بزم شبانه
نقد مَلَس
سايت محمد رضا آقابيگي
* هميشه در قلب مني *
طلوع مهر
.:: گاواره ::.
پاك ديده
هرچه مي خواهد دل تنگت بگو(مشاوره)
پرستوي مهاجر
پژواك سكوت
تجلي عشق
عشق الهي
كلبه احزان
موتور جستجوي گوگل
یادداشتهای یک دیوانه از دارالمجانی
ترنم عشق
سخنان سوخته
چند قدم تا وصال يار
يك قلب پاك ...
فيض گل
محبت و زيبايي
پرواز را به خاطر بسپار
سرچشمه
در جستجوي معنا
دريچه‌اي به سوي ملكوت
كوچه پشتي
عشق مرجان
فصل سرد عاشقی2
همايون شجريان
در خلوت انديشه
ای غایب از نظر به خدامیسپارمت
رهگذر مهتاب
بهترين وبلاگ دنيا
كوثر
ارغوان(ابتهاج)
راز گل سرخ
طريق عشق
نيايش
جامي از فرهنگ
اخلاق و عرفان
هدايت
گاه نوشتهايي درباره ي هيچ چيز و همه چيز
نگاهم براي تو
منطقه‏ ممنوعه
ادبي
هزار و يك شب
به وسعت دنيا
 

جستجو در متن وبلاگ

جستجو:
 

اشتراك در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
 

آرشيو
 

وضعيت من در ياهو
 
  •    + انتخابات نويسنده: محمد رضا مختاري
    شنبه 25/12/1386 ساعت 10:8 عصر

    باسلام به همه شما عزيزان


    مي خواستم پيروزي معلم خودم جناب آقاي فرهاد دلقپوش تو انتخابات مجلس هشتم رو به همه همشهريهاي آستارايي ام تبريك بگم . 
    براي جناب دلقپوش آرزوي موفقيت و براي همشهريهام آرزوي فردايي بهتر رو دارم .

    شاد باشيد.


      نظرات ديگران ( )

  •    + هان اي زمينيان، با علي چه کردند؟ نويسنده: محمد رضا مختاري
    سه‏شنبه 10/7/1386 ساعت 2:9 عصر

    هان اي زمينيان، با علي چه کردند؟
    سالياد سوگ شهادت مير محراب تقدير رمضان، امير مؤمنان را تسليت مي گوئيم.


    آن شب تنهاترين شب کوفه بود و خسوفي ترين شب تاريخ، چند پاره ابر تيره و سياه بر شهر کوفه سايه انداخته بود. روحي الهي در سکوت غمگين شب به پرواز ملکوت درآمده بود. مرغابي ها غمگينانه ترين آوازها را به گلوي شب ريخته بودند، زمين از اين فاجعه مي لرزيد و ستونهاي مسجد کوفه مرثيه سر داده بودند. علي(ع) آن مرد عدالت، در بستر شهادت آرميده بود، عرشيان نگران اين صحنه با يکديگر نجوا مي کردند. محراب کوفه در سکوتي غنوده بود. بيوه زنان و طفلان بي پدر، درغبار سنگين آن لحظه هاي جان فرسا ديده ها را بر در دوخته و منتظر باز شدن آن با دستان يتيم نواز مولايشان بودند که باز هم پدر و پناهشان بيايد و برايشان قوت شبانه بياورد. آري شانه هاي زخمي علي(ع) به انبان نان و خرما الفتي ديرينه داشت و ايتام و بي پناهان با طنين گامهاي او مانوس بودند. هان اي زمينيان با علي چه کردند...؟اين سوالي بود که آسمانيان از اهل زمين مي پرسيدند شب مي رفت تا به صبح برسد که ناگهان حزن انگيزترين فريادها از خانه علي(ع) برخاست. کوفه درميان دستان آکنده از شرمش، مردمي از تبار عرشيان را با فرق شکافته به عرشيان تقديم مي کرد. تاريخ هم از عمق اين فاجعه تام مي گريست و خطاب به زمينيان مي گفت...؟ اي مردم با تجسم عدالت چه کرديد؟ ننگتان باد که با وسوسه هاي شيطاني، دستان خود را به خون بهترين انسان آلوديد... آيا نينديشيد که زمين، لحظه هاي بدون علي(ع) را چگونه سر کند؟ شب بدون مناجات علي(ع) چگونه سحر کند؟نفرين بر آن دستان مظلوم کش که خاک نشينان را باز هم بر خاک نشاندند و زخمي عميق در سينه درد آلود تاريخ بشر نشاندند، زخمي که با هيچ مرهمي التيام نمي يابد.


    تحريريه مشکان


      نظرات ديگران ( )

  •    + خدايا چرا من! نويسنده: محمد رضا مختاري
    يكشنبه 1/7/1386 ساعت 11:15 صبح

    سلام

    منو ببخشيد که چند وقتي رو نبودم . يه ماموريت کاري به اصفهان پيش اومده بود که اونجا بودم .
    ممنونم که به وبلاگم سرزديد . و خوشحالم کرديد .


    خدايا چرا من!  حکايتي از يک قهرمان جهاني تنيس ...


        آرتو اشي قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خونِ آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنيا نامه هايي از طرفدارانش دريافت کرد. يکي از طرفدارانش نوشته بود:
    چرا خدا تو را براي چنين بيماري انتخاب كرد؟


     او در جواب گفت :


         در دنيا، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند.500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند.50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدايا چرا من؟
     و امرز هم که از اين بيماري رنج مي کشم، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟

    dastanhaieziba.blogfa.com


      نظرات ديگران ( )


  •    ليست كل ياددشت هاي اين وبلاگ
     
    [25/12/1386- 10:8 ع] انتخابات
    [10/7/1386- 2:9 ع] هان اي زمينيان، با علي چه کردند؟
    [1/7/1386- 11:15 ص] خدايا چرا من!
    [آرشيو شده ها]

    روز زن ایرانی
    تولد حضرت مادر